بهداشت روانی
آخرش مثل فلانی می‌شوی! | لطفاً پیشگویی نکنید

آخرش مثل فلانی می‌شوی! | لطفاً پیشگویی نکنید

تا به‌حال دقت کرده‌اید که بعضی افراد چقدر شبیه به‌هم هستند؟ هم از لحاظ ظاهر و هم رفتار و حتی گاهی طرز فکر. انگاری که یک نسخۀ کپی شده از هم باشند.

تا به‌‎حال شنیده‌اید که کسی بگوید شبیه به فلانی هستید؟ که عاقبتت هم شبیه به او می‌شود؟

تا به‌حال والدینی را دیده‌اید که ناله کنند بچه‌شان شبیه به فلانی است؟ کارهایش و رفتارش؟ که می‌ترسند عاقبت شبیه به او شود؟

تا به‌حال فکر کرده‌ایم که برچسب‌هایی که به یکدیگر می‌زنیم و پیشگویی‌هایی که می‌کنیم و ترس‌هایی که بارها و بارها به زبان می‌آوریم چقدر روی تربیت بچه‌هایمان تأثیر می‌گذارند؟ البته فقط تأثیر والد-فرزندی نیست. در هر مقامی ممکن است این را به دیگری القا کنیم.

شبیه بودن به کسی به خودی خود بد نیست. فاجعه هم نیست. حتی شبیه بودن رفتار و طرز فکر. اگر آن «فلانی» برای شما منفور است دلیل نمی‌شود که فرد روبه‌رویتان هم عاقبت به‌طور کامل شبیه به او بشود.

راستی! در یک حالت این اتفاق می‌افتد. آن هم این است که شب و روز جلویش بگویید عاقبتش شبیه به عاقبت تاریک فلانی خواهد شد.

بازخوردهایی که از محیط می‌گیریم کمک می‌کنند تا ما تصویر خودمان را بسازم. برداشتی که ما از خودمان داریم در همین ارتباط‌ها و بازخورد گرفتن‌هاست که شکل می‌گیرد.

من مدام بازخورد می‌گیرم که شبیه به این و آن هستم. که رفتارم شبیه به آن‌هاست. حالا چه خوب باشد چه بد.

بازخورد می‌گیرم که لنگۀ همان‌هایم! خب چه می‌شود؟ من خواسته و ناخواسته با آنها همگام سازی می‌کنم. این‌قدر این اعلام شباهت تکرار می‌شود که باور می‌کنم یک نسخۀ دیگر از اویم.

هرچقدر من بیشتر شبیه به او می‌شوم بیشتر بازخورد می‌گیرم که شبیه به اویم. و این چرخه مدام خودش را تقویت می‌کند.

باورها، افکار و احساساتِ پشتشان را جهت می‌دهند و اینها هم رفتارهایی خاص تولید می‌کنند و بازخوردی که از محیط می‌گیریم روی باور تاثیر می‌گذارد.

همه چیز باهم در تأثیر و تأثُّر است.

پس تعجبب ندارد اگر پیشگویی‌هایی که مدام تکرارشان می‌کنیم به مرور به حقیقت بدل می‌شوند.

بحث فقط بر سر این نیست که به کسی بگوییم شبیه به کسی دیگر است.

وقتی که مدام تکرار می‌کنیم شخصی به موفقیت نخواهد رسید یا اعصاب درستی ندارد و هیچ وقت آدم نمی‌شود باز هم داریم همان بازی را راه می‌اندازیم.

خیلی سعی کردم یک راهکار پیدا کنم. یک چیزی بگویم تا برای این مسئله یک جواب پیشگیرانه داشته باشم. اما مگر جز دست برداشتن و اصلاح کار دیگری می‌شود کرد؟ تنها کار این است که به جای چسباندن برچسب‌های جوربه‌جور به افراد، آنها به عنوان خودشان، همانطوری که هستند، ببینیم.

این کار مستلزم یک آگاهی است. اینکه حواسمان باشد باز توی دام پیشگویی کردن نیفتیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *